نور فلکست این تن خاکی ما
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 75 نور فلکست این تن خاکی ما رشک ملک آمدست چالاکی ما گه رشک برد فرشته از پاکی ما که بگریزد دیو ز بی باکی ما
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 75 نور فلکست این تن خاکی ما رشک ملک آمدست چالاکی ما گه رشک برد فرشته از پاکی ما که بگریزد دیو ز بی باکی ما
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 74 میآمد یار مست و تنها تنها با نرگس پرخمار رعنا رعنا جستم که یکی بوسه ستانم ز لبش فریاد برآورد که یغما یغما
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 73 مولای اناالتائب مما سلفا هل تقبل عذر عاشق قد تلفا ان کان ندامتی صدودا و جفا مولای عفیالله عفیالله عفا
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 72 منصور بد آن خواجه که در راه خدا از پنبه ی تن جامه ی جان کرد جدا منصور کجا گفت اناالحق میگفت منصور کجا بود خدا بود خدا
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 71 من ذره و خورشید لقایی تو مرا بیمار غمم عین دوایی تو مرا بیبال و پراندر پی تو میپرم من کاه شدم چو کهربایی تو مرا
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 70 من تجربه کردم صنم خوشخو را سیلاب سیه تیره نکرد آن جو را یک روز گره نبست او ابرو را دارم بی مرگ و زندگانی او را
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 69 ما اطیب ما الذما احلانا کنا مهجا ولم نکن ابدانا این شأبنا کرامة مولانا یعفو و یعیدنا کما ابدنا
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 68 لاحول ولا دور کند آن غم را گر دیو رسد جان بنی آدم را آن کز دم لاحول ولا غمگین شد لا حول ولا فزون کند آن دم را
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 67 گه میگفتم که من امیرم خود را گه نالهکنان که من اسیرم خود را آن رفت و از این پس نپذیرم خود را بگرفتم این که من نگیرم خود را
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 66 گویم که کیست روحافراز مرا آن کس که بداد جان ز آغاز مرا گه چشم مرا چو باز بر میبندد گه بگشاید به صید چون باز مرا
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 65 کوتاه کند زمانه این دمدمه را وز هم بدرد گرگ فنا این رمه را اندر سر هر کسی غروریست ولی سیل اجل قفا زند این همه را
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 64 گر من میرم مرا بیارید شما مرده بنگار من سپارید شما گر بوسه دهد بر لب پوسیده ی من گر زنده شوم عجب مدارید شما