قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / حکایت و ضرب المثل / ضرب المثل / ضرب المثل کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من

ضرب المثل کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من

روزی بلدرچینی در کشتزاری آشیانه ای برپا کرد. به فرزند خود گفت : ” برو و بر بام خانه ی صاحب ملک بنشین و او را زیر نظر داشته باش تا از زمان کار کردنش بر روی کشتزار آگاه شویم، اگر بر روی کشتزار خود کار کند، حتما آشیانه ی ما نابود خواهد شد ” !

بلدرچین کوچک دستور مادر را اطاعت کرد و بر بام خانه ی صاحب ملک نشست، صحبت های آن ها را می شنید و آنها را به مادر انتقال می داد. روز اول بلدرچین کوچک خبر داد که : ” صاحب ملک، آبیاری و کار روی کشتزار را به همسایه ی خود محول کرده، چون که خود کسالتی دارد ” .

مادر به بلدرچین کوچک گفت : ” پس امروز را آسوده باش که در امان خواهیم بود ” .

روز بعد بلدرچین کوچک باز برای جمع آوری خبر به بام خانه رفت. این کار جمع آوری خبر تا یک هفته ادامه داشت و هر روز صاحب کشتزار، آبیاری زمین و نگهبانی را به یک نفر می سپرد، اما هر بار همه بهانه تراشی کرده و از کار کردن بر روی زمین سر باز می زدند. روز هشتم کشاورز نگران نابودی محصول زراعی خود بود، به همین خاطر به خانواده گفت : ” ناچارم با همین وضعیت فردا به مزرعه بروم و کارهای زمین را انجام دهم “. سپس این شعر را خواند :

کس نخارد پشت من

جز ناخن انگشت من

گر بخارد پشت من انگشت من

بشکند از بار منت پشت من

همتی کو تا نخارم پشت خویش

وا رهم از منت انگشت خویش

بلدرچین مادر، پس از شنیدن این خبر، به فرزندش گفت : ” اینجا دیگر برای ما امن نیست، زیرا کشاورز از کمک دیگران ناامید شده و خود دست به کار خواهد شد ” .

 

این ضرب المثل زمانی به کار خواهد رفت که انسان از کمک و یاری دیگران ناامید شده و از روی ناچاری، خود آن عمل را انجام می دهد .


واژگان کلیدی : یک داستان درباره،معنای،معنی،چیست،یعنی چه،یعنی چی،چیه،در مورد توضیح تعریف،داستان کوتاه،داستانک،قصه،به چه معناست،را توضیح دهید،ریشه تاریخی،حکایت،تاریخچه،موارد استفاده،روان و ساده شده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code