
هیزم شکنی، الاغ و شتری داشت و از آنها برای حمل هیزمش کمک می گرفت. هیزم ها را بار آنها می کرد و به شهر می برد تا آنها را به فروش برساند.
روزی طبق معمول هیزم هایش را روی دوش الاغ و شتر گذاشت و به سمت شهر حرکت کرد. در میانه راه الاغ بنا به ناسازگاری گذاشت و خود را به خستگی زد. هیزم شکن که دید الاغ توان حمل هیزم ها را ندارد، از بار او کم کرد و بر دوش شتر گذاشت. باز هم به همین روال گذشت، تا اینکه هیزمشکن همه ی بار هیزم را از روی دوش الاغ برداشت و روی شتر سوار کرد.
هنوز کمی نگذشته بود که الاغ روی زمین خوابید و وانمود کرد که دیگر نمی تواند راه برود.
هیزم شکن که از رفتار الاغ عصبانی شده بود، پالان الاغ را هم برداشت و خود الاغ را به همراه پالانش روی شتر بیچاره سوار کرد.
این ضربالمثل را زمانی به کار می رود که فردی کار و مسئولیتش را به خوبی انجام ندهد و همیشه از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
واژگان کلیدی : یک داستان درباره،معنای،معنی،چیست،یعنی چه،یعنی چی،چیه،در مورد توضیح تعریف،داستان کوتاه،داستانک،قصه،به چه معناست،را توضیح دهید،ریشه تاریخی،حکایت،تاریخچه،موارد استفاده،روان و ساده شده






درود بر شما