قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / هایکو و شعر کوتاه / چند پریسکه از رضا محبی راد

چند پریسکه از رضا محبی راد

به این پست امتیاز بدهید

 

می دانم نمی آیی

پنجره ها

بی پرده با من حرف می زنند .

*****

در  جمله سازی لبهایت

از ماضی بعید بیزارم

دلم یک حال ساده می خواهد .

*****

ترک کردنت اجبار است

درست مثل روستایی

که افتاده است

پشت سد .

*****

خمپاره ای  …

وقتی که می آیی

دست و پایم را گم می کنم .

*****

از همه کوچک تر شده بود

مداد قرمزش …

کودکی که نقاشی کرده بود

جنگ را.

*****

ماه را هم

یک تکه سنگ می دید

کودکی که خانه اش

سقف نداشت

*****

تو سنگ

من چاه

و عشق دیوانه ای

که تو را در دل من انداخت .

*****

گفتی که چشم روی هم بگذاری برمی گردی

مقصر تو نیستی

از روزی که رفته ای هنوز

چشم بر هم نگذاشته ام .

 *****

در جمله ی من به تو هرگز نمی رسم

فعل و فاعل و مفعول تویی

مابقی حرف اضافه است !

*****

نان گران شد

گنجشک ها

از جنوب شهر

کوچ کردند


واژگان کلیدی: اشعار رضا محبی راد،نمونه شعر رضا محبی راد،شاعر رضا محبی راد،شعرهای رضا محبی راد،یک شعر از رضا محبی راد،شعری از رضا محبی راد،شعر نو رضا محبی راد،شعر کوتاه رضا محبی راد،هایکو رضا محبی راد.

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*