قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / حکایت و ضرب المثل / حکایت / وصال شیرازی پی به راز غزل حافظ برد !

وصال شیرازی پی به راز غزل حافظ برد !

به این پست امتیاز بدهید

گویند روزی ناصرالدین شاه در محفلی که شاعران بسیاری نیز در آن حضور داشتند،دیوان حافظ را باز کرد و غزل زیر را خواند :

 

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست

گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

یار اگر ننشـست با ما نیست جای اعتراض

پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست

خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم

کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن

شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر

ذکر تسبیح ملک در حلقه ی زنار داشت

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت

شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت

 

ناصرالدین شاه پس از خواندن این شعر،رو به شاعران و حاضران کرد و با حالتی متعجب،اشاره به بیت اول این غزل کرد و گفت:”چرا با وجود اینکه بلبل در عین وصل بود،ناله های زار می کرد”  ؟ !

همه از پاسخ به این پرسش عاجز ماندند و تصمیم بر آن شد که نامه ای به وصال شیرازی – متوفی به سال ۱۲۶۲ ه.ق – فرستاده و از او درباره ی این شعر پرسش شود.

وصال پس از دریافت نامه در حالی که در غم از دست دادن فرزندش به سوگ نشسته بود با بررسی معانی تمام واژگان شعر و توجه به حروف ابجد،پی به راز این شعر برد و غزلی به همین مناسبت سرود و آن را برای ناصرالدین شاه فرستاد.آن غزل،این است :

 

خسروا در حالتی کین سینه غم بسیار داشت

یادم آمد داستانی کانجناب اظهار داشت

در خصوص شعر حافظ آنکه پرسیدی ز من

” بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت… ”

نیمه شب غواص گشتم من به بحر ابجدی

تا ببینم ایـن صدف آیا چه در دربار داشـت

بلبلی برگ گلی شـد سیصد و پنجاه و شش

با علی و با حسین و با حسن معیار داشت

برگ گل سبز است دارد او نشانی از حسن

چون که در وقت شهادت،سبزی رخسار داشت

رنگ گل سرخ است،دارد او نشانی از حسین

چون که هنگـام شهادت عارضی گلنار داشت

یادم آمد از حسین و اصغرش در کربلا

برگ گل گویی که اصغر بود در منقار داشت

بلبلی باشد علی کز حسرت این هر دو گل

وندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت

شعر حافظ را تو آخر خوش بسنجیدی “وصال ”

تا ببینند کی توان در این سخن انکار داشت

 

همانگونه که از شعر پیداست،وصال شیرازی،منظور از بلبل را حضرت علی (ع) ، برگ گل را امام حسن (ع) و رنگ گل را امام حسین (ع) می داند،با توجه به حروف ابجد،نام این سه امام بزرگوار (علی حسن حسین )علیهم السلام ،عدد ۳۵۶ می شود و عبارت ” بلبلی برگ گلی ” نیز باز همان عدد ۳۵۶ می شود.به عبارتی روان تر می توان به شرح زیر محاسبه کرد :

عبارت ” علی حسن حسین ” بر طبق حروف ابجد اینگونه محاسبه می شود :

ع = ۷۰  ،  ل = ۳۰ ، ی = ۱۰ ، ح = ۸ ، س = ۶۰ ، ن = ۵۰ ، ح = ۸ ، س = ۶۰ ، ی = ۱۰ ، ن = ۵۰

در صورت جمع اعداد بالا،حاصل عدد ۳۵۶ می شود .

عبارت ” بلبلی برگ گلی ” بر طبق حروف ابجد،بدین گونه محاسبه می شود.

ب = ۲ ، ل = ۳۰ ، ب = ۲ ، ل = ۳۰ ، ی = ۱۰ ، ب = ۲ ، ر = ۲۰۰ ، گ = ۲۰ ، گ = ۲۰  ، ل = ۳۰ ، ی = ۱۰

در صورت جمع اعداد بالا،حاصل عدد ۳۵۶ می شود.

لازم به ذکر است که ارزش عددی چهار حرف ” گ چ پ ژ ” به دلیل این که در متون گذشته به صورت ” ک ج ب ز ” نوشته می شد،برابر با این چهار حرف است.دلیل آن نیز،عدم وجود این حروف –  گ چ پ ژ –  در الفبای عرب است.


واژگان کلیدی:محمدشفیع وصال شيرازي،بلبلی برگ گلی،حکایتی از زندگی شاعر ،داستانی پیرامون زندگی،حکایت درباره،حکایت درباره ناصرالدین شاه قاجار و وصال شیرازی،تحلیل شعر حافظ توسط وصال شیرازی،وصال شیرازی و ناصرالدین شاه،سرگذشت وصال شیرازی،اثر وصال شیرازی،مقاله ای درباره وصال شیرازی،داستان وصال شیرازی و ناصرالدین شاه قاجار.

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code