
حكيم فرزانه اى پسرانش را چنين نصيحت مى كرد:
عزيزان پدر! هنر بياموزيد ، زيرا نمى توان بر ملك و دولت اعتماد كرد، درهم و دينار در پرتگاه نابودى است، يا دزد همه آن را ببرد و يا صاحب پول اندك اندك آن را بخورد، ولى هنر چشمه ی زاينده و دولت پاينده است، اگر هنرمند تهيدست گردد غمى نيست زيرا هنرش در ذاتش باقى است و خود آن دولت و مايه ی ثروت است، او هر جا رود از او قدرشناسى كنند و او را در صدر مجلس جا دهند، ولى آدم بى هنر، با دريوزگى و سختى لقمه نانى به دست آورد .
واژگان کلیدی : حکایت درباره در مورد با موضوع،مقاله متن نوشته،داستان کوتاه،کوتاهی از،اهمیت هنر برای انسان،زندگی جامعه،هنر بهتر است یا ثروت،مقایسه پول و هنر،پندآموز.









