یک التفات ز فرماندهانِ نازم نیست - ادبستان شعر پارسی % %

یک التفات ز فرماندهانِ نازم نیست

وحشی بافقی- غزل شماره 86

یک التفات ز فرماندهانِ نازم نیست

ز دور رخصت یک سجدهٔ نیازم نیست

منه به گوشهٔ طاق بلند استغنا

کلیدِ وصل، که دستی چنان درازم نیست

خلافِ عادت پروانه خواهد از من شمع

و گرنه ز آتش سوزنده احترازم نیست

مرا به کنگرهٔ وصل او صلا مزنید

که آن پری که شما دیده‌اید بازم نیست

حدیثِ ترکِ وفا گو زبان به صرفه بگو

که اعتماد بر این صبر حیله سازم نیست

صلاحِ کار در انکار عشق بینم لیک

تحمّلی که بوَد پرده پوشِ رازم نیست

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤