کی بود کز تو جان فکاری نداشتم؟ - ادبستان شعر پارسی % %

کی بود کز تو جان فکاری نداشتم؟

وحشی بافقی- غزل شماره 306

کی بود کز تو جان فکاری نداشتم؟

درد دلی و نالهٔ زاری نداشتم

تا بود نقدِ جان، به کفِ من نیامدی

آنروز آمدی که نثاری نداشتم

گفتم: ز کار برد مرا خنده کردنت

خندید و گفت: من به تو کاری نداشتم

شد مانعِ نشستنم از خاکِ راهِ خویش

خاکم به سر که قدرِ غباری نداشتم

پیوسته دست بر سرم از عشق بود کار

هرگز به دست، دستِ نگاری نداشتم

در مجلسی میانۀ جمعی نبود یار

کانجا پی نظاره کناری نداشتم

وحشی مرا به هیچ گلستان گذر نبود

کز نوگلی فغان هزاری نداشتم

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤