هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم - ادبستان شعر پارسی % %

هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم

وحشی بافقی- غزل شماره 267

هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم

زهرِ تو به صد رغبت جُلّاب کشیدیم

این بابِ محبت همه اشکال دقیقست

ما زحمتِ بسیار در این باب کشیدیم

دوش از طرفِ بامِ کسی پرتو مه تافت

از ظلمتِ شب رخت به مهتاب کشیدیم

گر آهن بگداخته در بوتهٔ ما ریخت

گشتیم سراپا لب و چون آب کشیدیم

هر چند خسک بود از او در ته پهلو

در بستر از او محنتِ سنجاب کشیدیم

ای دیده به خوابی تو که با اینهمه تشویش

از غفلت این بخت گران خواب کشیدیم

وحشی نپسندند به پیمانهٔ دشمن

آن زهر که ما از کفِ احباب کشیدیم

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤