وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز - ادبستان شعر پارسی % %

وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز

وحشی بافقی- غزل شماره 232

وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز

ریخت خونم را و دارد احتراز از من هنوز

ناز بر من کن که نازت می‌کشم تا زنده‌ام

نیم جانی هست و می‌آید نیاز از من هنوز

آنچنان جانبازیی کردم به راهِ او که خلق

سالها بگذشت و می‌گویند باز از من هنوز

سوختم صد بار پیشِ او سراپا همچو شمع

پرسد اکنون باعثِ سوز و گداز از من هنوز

همچو وحشی گه به تیغم می‌نوازد گه به تیر

مرحمت نگرفته باز آن دلنواز از من هنوز

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤