خونخواره راهی می‌روم تا خود به پایان کی رسد - ادبستان شعر پارسی % %

خونخواره راهی می‌روم تا خود به پایان کی رسد

وحشی بافقی- غزل شماره 205 

خونخواره راهی می‌روم تا خود به پایان کی رسد

پایی که این ره سر کند دیگر به دامان کی رسد

سهل است کارِ پای من گو در طلب فرسوده شو

این سر که من می‌بینمش لیکن به سامان کی رسد

گر چه توانی چاره‌ام سهل است گو دَردم بکش

نتوان نهادن بدعتی عاشق به درمان کی رسد

جانی که پرسیدی ازو کرده وداعِ کالبد

بر لب ستاده منتظر تا از تو فرمان کی رسد

داور دلم در تربیت شاخی برش نادیده کس

تا چون گلی زو بشکفد یا میوهٔ آن کی رسد

نازم مشام شوق را ورنه صبا گر بگذرد

در مصر بر پیراهنی بویش به کنعان کی رسد

موری بجِد بندد میان، بزمِ سلیمان جا کند

تو سعی کن وحشی مگو کاین جان به جانان کی رسد

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤