شعری از میرزا نصیر اصفهانی

 

فلک را جور بی‌اندازه گشته‌ است

جهان را رسم و آیین تازه گشته‌ است

هَزار امروز هم ‌آواز زاغ است

گل از بی ‌رونقی ‌ها خار باغ است

نه خندان غنچه، نه سرو از غم آزاد

نه گل خرّم، نه بلبل خاطرش شاد

غم دیرینه گر در سینه داری

چه غم گر باده ی دیرینه داری

دو چیز اندُه بَرَد از خاطر تنگ

نی خوش ‌نغمه و مرغ خوش‌آهنگ

فلک را عادت دیرینه این است

که با آزادگان دائم به کین است


واژگان کلیدی: اشعار میرزا نصیر اصفهانی،نمونه شعر میرزا نصیر اصفهانی،شاعر میرزا نصیر اصفهانی،شعرهای میرزا نصیر اصفهانی،شعری از میرزا نصیر اصفهانی،یک شعر از میرزا نصیر اصفهانی،مثنوی میرزا نصیر اصفهانی.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0