شعری از وحید دستگردی - ادبستان شعر پارسی ❤️

شعری از وحید دستگردی

شعری از وحید دستگردی

شعری از وحید دستگردی


 

سپید بخت در این روزگار دانی کیست ؟

کسی که رو سیه از جهل زاد و نادان مُرد

رسید هر که به دانشوری ز نادانی

به چار موجه ی غم رخت جان ز ساحل برد

به باغ بگذر و بگشای چشم هوش و بین

که غنچه تا به چمن بود گوش بسته و خرد

چگونه خرم و خندان به مهد آسایش

غنوده بود و کسی خاطرش نمی آزرد

ولی چو باز شدش چشم و گوش عالم بین

به تیغ ناخن گلچین گلوی خویش سپرد

کسی که گوش خرد همچو گل گشود به دهر

به شکل اشک ، گلاب روان ز چشم افشرد

وگرچه خار زبان تیزکرد و گوش ببست

نه در بهاران پژمرد و نز خزان افسرد


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی: اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از محمدحسن.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤