چون دید که از عشق شدم بی خور و خواب - ادبستان شعر پارسی % %

چون دید که از عشق شدم بی خور و خواب

مهستی گنجوی – رباعی شماره 6

چون دید که از عشق شدم بی خور و خواب

ناگه ز درم درآمد آن درّ خوشاب

لب بر لب من نهاد و نرمک می گفت:

جانت چو به لب رسید خود را دریاب

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤