غزلی از ملا احمد مازندرانی

غزلی از ملا احمد مازندرانی
به این پست امتیاز بدهید

 

هر کجا فکر تو ذکر دو جهان این همه نیست

آری آنجا که تویی کون و مکان این همه نیست

شعله در خرمن عشقت زده بلبل ورنه

سوزش ناله و تاثیر فغان این همه نیست

کوهکن تا به دل اندیشه ی شیرین دارد

گر ز مژگان بکند کوه گران این همه نیست

از دو بینی بگذر تا به حقیقت بینی

که میان و حرم و دیر مغان این همه نیست

گر نشان خواهی از او نام و نشانی مطلب

که بر اهل طلب نام و نشان این همه نیست

چار تکبیر بزن زانکه به بازار جهان

بایع و مشتری و سود و زیان این همه نیست

جام می را منه از دست تو کافر زنهار

که مدار فلک و دور زمان این همه نیست


واژگان کلیدی: اشعار ملا احمد مازندرانی،نمونه شعر ملا احمد مازندرانی،شاعر ملا احمد مازندرانی،شعرهای ملا احمد مازندرانی،شعری از ملا احمد مازندرانی،یک شعر از ملا احمد مازندرانی،غزل ملا احمد مازندرانی،غزلیات ملا احمد مازندرانی،غزل های ملا احمد مازندرانی،غزلی از ملا احمد مازندرانی،ملا احمد مازندرانی متخلص به کافر.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0