مستانه بیرون تاخته تا عقل و دین یغما کند

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 74

مستانه بیرون تاخته تا عقل و دین یغما کند

با چشم جادو ساخته تا عالمی شیدا کند

بربسته مژگان تو صف تا عالمی سازد تلف

دل میبرد از هر طرف چشم تو و حاشا کند

غارت کند از یک نگه دین و دل آن چشم سیه

قتل اسیران بی گنه آن شوخ بی پروا کند

گه کشته خواهد عالمی گه زنده میسازد همی

احیا چو عیسی هر دمی زان لعل شکرخا کند

خواهی نمایی معجزت زان آستین بنما کفت

کان با کسان موسی صفت کار ید بیضا کند

هر کو ز عشق گلرخان گیرد متاعی در جهان

دنیا و دین و نقد و جان در کار این کالا کند

یک جا غم و درد حبیب یک سو جفاهای رقیب

اسرار خو کن با شکیب تا غم چه ها با ما کند

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها