ورود-ثبت نام

زد حلقه دوش بر دل ما یار معنوی

شمس مغربی – غزل شماره 193

زد حلقه دوش بر دل ما یار معنوی

گفتم که کیست گفت که در باز کن توی

گفتم که من چگونه توام گفت ما یکیم

از بهر روی پوش عیان گشته در دوی

ما و منی و او و تویی شد حجاب تو

خواهی که ما و او بشناسی که چون یکیست

بگذار زین منی و ازین مایی و توی(1)

از خود بدین حجاب چو محجوب می شوی

بگذر از این جهان که در او کهنه و نو است

وآنگه ببین که کیست درین کهنه و نوی

نقش و نگار نقش نگار است بی گمان

مایی نهان شده است درین نقش مانوی

جز مطربی مدان که درین پرده خوش سر است

گر صد هزار پرده و آواز بشنوی

نی‌نی غلط که مهر سپهر حقیقتی

گرچه گهی چو ذرّه و گاهی چو پرتوی

ای مغربی تو سایه ی خورشید مشرقی

زان سایه وار در پی خورشید می روی

نی نی که غلط که مهر سپهر حقیقتی

گر چه گهی چو ذره و گاهی چو پرتوی (2)


واژگان دشوار : 1-این بیت در نسخه مورد استفاده ما نیامده است.   2-این بیت در برخی منابع نیامده است

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها