ورود-ثبت نام

در هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیست

شمس مغربی – غزل شماره 19

در هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیست

گر چه بسیارند انجم آفتابی بیش نیست

گرچه برخیزد ز آب بحر موج بی شوار

کثرت اندر موج باشد لیکن آبی بیش نیست

چون خطایی کرد با خود گشت پیدا کاینات

علت ایجاد عالم پس خطایی بیش نیست

یک سخن پرسید از خود در جهان جان و دل

جمله ی ارواح را زانرو جوابی بیش نیست

گر چه بسیاری در این معنی کتب مرقوم گشت

جمله را خواندیم حرفت از کتابی بیش نیست

ای که عالم را وجود آبرویی می نهی

در بیابان عدم عالم سرابی بیش نیست

چیست عالم ای که می پرسی نشان و نام او

بر محیط هستی مطلق حبابی بیش نیست

ای که هستی تو اندر روی دلبر شد نقاب

برفکن از روی دلبر چون نقابی بیش نیست

مغربی آمد حجاب راه جان مغربی

درگذر از روی چه آخر حجابی بیش نیست

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها