ورود-ثبت نام

آن مرغ بلند آشیانه

شمس مغربی – غزل شماره 169

آن مرغ بلند آشیانه

چون کرد هوای دام و دانه

پرواز گرفت و گشت ظاهر

از سایه ی پر او زمانه

مرغی که دو کون سایه ی اوست

در سایه ی خویش کرد خانه

مرغ دل ما ز هر دوعالم

اندر بر او گرفت لانه

ان مرغ شگرف ذات عشق است

بی مثل و مقدس و یگانه

او راست نعوت بی نهایت

او راست صفات بی کرانه

بحریست که هر زمان ز موجش

صد بحر دگر شود روانه

با خویش همیشه عشق بازد

با خویشتن است جاودانه

معشوقه و عشق و عاشق آمد

آیینه و زلف و روی و شانه

بر صورت خویش گشته عاشق

بر غیر نهاده صد بهانه

آوازه ی خود شنیده از خود

تهمت بنهاده بر چغانه

از نغمه ی خویشتن شنیده

هر لحظه سرود عاشقانه(1)

بر نغمه ی خود سماع کرده

بی مطرب و بی دف و ترانه

فی الجمله ز غیر نیست پیدا

هم نام و نشان و هم نشانه

بردار خودی خود ز‌ خود تا

در دهر بمانی جاودانه(2)

ای مغربی ضعیف و ناچیز

باری تو که ای درین میانه


واژگان دشوار:1-این بیت در برخی منابع نیامده است.   2-این بیت در نسخه مورد استفاده ما نیامده است.

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها