ورود-ثبت نام

نظرت فی رمقی نظرة فصار فداک

شمس مغربی – غزل شماره 117

نظرت فی رمقی نظرة فصار فداک

وصلتی بوجودی وجدت ذاتک ذاک

نظرت فیک شهود او ما شهدت سوای

نظرت فی وجود او ما وجدت سواک

اذا جلوت علینا محبته و رضاک

وجدت عینک فینا فاننا مجلاک

تو را هر آینه چون رخ تمام ننماید

یکی هر آینه باید تمام صافی و پاک

منم که آینه ای دارم از دو کون تمام

تویی که کرده ای خود را بدو تمام ادراک

مرا که جلوه گه روی جانفزای توام

به دست خویش جلا ده برآر از گل و خاک

کسی که بود به وصل تو دائما خرم

روا مدار که باشد ز هجر تو غمناک

مرا نیازچو پرورده مکش بی ناز

که از برای نجاتم نه از برای هلاک

مرا که نور توام کی ز نار اندیشم

ز نار هر که بترسد بود خس و خاشاک

ز دشمن است همه باک مغربی ور نه

همه جهان چو بود دوست پس ز دوست چه باک

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها