ورود-ثبت نام

تا نپنداری که من در آتش از جوش تبم

رهی معیری – غزلیات

شماره ۸۷

آغوش تب

تا نپنداری که من در آتش از جوش تبم

در غم روی تو مدهوشم، نه مدهوش تبم

تب کشاند آن تازه گل را بر سر بالین من

بعد از این تا زنده باشم حلقه در گوشم تبم

مهربانی بین که غم یک دم فراموشم نکرد

ورنه امشب صید از خاطر فراموش تبم

سوختم در حسرت آغوش گرم او رهی

از غم آغوش او هر شب هم آغوش تبم

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *