
رهی معیری – غزلیات
شماره 49
پیک امید
آید وصال و هجر غم انگیز بگذرد
ساقی بیار باده که این نیز بگذرد
ای دل به سردمهری دوران صبور باش
کز پی رسد بهار چو پاییز بگذرد
دل ها به سینه گم شود از دستبرد عشق
هرجا بدان جمال دل آویز بگذرد
بیند چو ابر گریه کنان در رهم و لیک
از من چو برق خنده زنان تیز بگذرد
شب چون ز کوی او گذرم با نثار اشک
گویی ز باغ ابر گهرریز بگذرد
سوی من آرد ای گل نورسته بوی تو
هر گه صبا به گلبن نوخیز بگذرد
داغم، ز بخت غیر ولی جای رشک نیست
کز ما گذشت یار و از او نیز بگذرد



