ورود-ثبت نام

یاری که مرا کرده فراموش تویی تو

رهی معیری – غزلیات

شماره 127

شایسته ی آغوش

یاری که مرا کرده فراموش تویی تو

با مدعیان گشته هم آغوش تویی تو

صد بار بنالم من و آن یار که یک بار

بر ناله ی زارم نکند گوش تویی تو

ما زهره و خورشید به یک جا ندیدیم

خورشید رخ و زهره بنا گوش تویی تو

در کوی غمت خوار منم، زار منم من

در چشم دلم نیش تویی، نوش تویی تو

ما رند خرابیم و تویی میر خرابات

ما اهل خطاییم و خطا پوش، تویی تو

مدهوشی و مستی نه گناه دل زار است

چون هوش ربای دل مدهوش تویی تو

خون می خوری و لب به شکایت نگشایی

همدرد من ای غنچه ی خاموش تویی تو

صیدی که تو را گشته گرفتار، منم من

یاری که مرا کرده فراموش تویی تو

آغوش رهی بهر تو خالی چو هلال است

بازآی که شایسته ی آغوش تویی تو

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها