قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ی / در ظلمت تن مرا چراغی

در ظلمت تن مرا چراغی

به این پست امتیاز بدهید

در ظلمت تن مرا چراغی

چه جای چراغ را دماغی

مرتد بود آن کسی که با تو

گردد ز خری عدو و یاغی

ای مایل آن که عشق زاغت

نتواند کرد غیر زاغی

جز از نم عشق ای برادر

نه پذیرد جان کس دباغی

جد کن که ز خود رهی سلامت

چه در پی بارهی و لاغی

این نفس خود است رهزن تو

از جهل و حجاب در فراغی

گفتار حق است بشنو از من

گر قابل وحی این بلاغی

 

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code