
میرزاده عشقی – ادبیات جدید و کلاسیک – ادبیات کلاسیک
مقطعات – شماره 15
عید قربان (1)
مرا عزاست نه عید! این چه عید قربان است؟
که گوسفند وطن، زیر تیغ خصمان است
الان که عید من امروز نیست، چون قربان
شوم پی وطن؟ آن روز عید قربان است
مرا به جامه ی عیدی مبین، دلم خون است
درون خانه عزا، و برون چراغان است !
واژگان دشوار : 1– عشقی این شعر را به مناسبت تصادف اجرای قرارداد 1919 ایران و انگلستان در محضر حاج آقا جمال اصفهانی سروده است.



