هزار بار مرا، مرگ به از این سختی است - ادبستان شعر پارسی % %

هزار بار مرا، مرگ به از این سختی است

میرزاده عشقی – ادبیات جدید و کلاسیک – ادبیات کلاسیک

غزلیات و قصاید – شماره 23

دزد پاتختی

هزار بار مرا، مرگ به از این سختی است

برای مردم بدبخت، مرگ خوشبختی است

گذشت عمر به جان کندن، ای خدا مردم !

ز دست این همه جان کندن، این چه جان سختی است؟

رسید جان به لبم، هر چه دست و پا کردم

برون نشد دگر، این منتهای بدبختی است

رجال ما همه دزدند و دزد بدنام است

که دزد گردنه، بدنام دزد پاتختی است

رجال صالح ما، این رجال خنثی یند

که از رجال دگر، امتیازشان لختی است

زنان کشور ما زنده اند و در کفن اند

که این اصول سیه بختی، از سیه رختی است

بمیر “عشقی” ار آسایش آرزو داری

که هر که مرد، شد آسوده، زنده در سختی است

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤