دلبرا! ای که تو را طبع سخن پرور من - ادبستان شعر پارسی % %

دلبرا! ای که تو را طبع سخن پرور من

میرزاده عشقی – ادبیات جدید و کلاسیک – ادبیات کلاسیک

غزلیات و قصاید – شماره 26

جایزه ی پری(1)

دلبرا! ای که تو را طبع سخن پرور من

مهربان کرد که دستی بکشی بر سر من

سکه ای را که (پری) لطف نمودی برسید

ای پری روی و پری خوی و پری پیکر من

تو خودت نیز پری هستی و بهتر، زیرا

عوض این پری آن به که خودآیی بر من

از پری بودنت آنقدر به من معلوم است

که مرا بینی و خود غایبی از منظر من

گر چه من سایه ی تو نیز ندیدم لیکن

باز هم کم نشود، سایه ی تو از سر من

 


واژگان دشوار : 1– عشقی در مقدمه ی این شعر چنین آورده است :

یکی از خانم های خوش قریحه که از ذکر نامش در اینجا خودداری می شود مکتوب مفصلی به من نوشته بود مبنی بر اینکه” منظومه ی کفن سیاه را به زحمتی به دست آوردم و خواندم، فوق العاده مرید قریحه ی شما شدم برای آنکه یقین کنید که این احساسات من سطحی نیست سکه ای را که در جوف این ارادت نامه ی خود به عنوان جایزه “پری” تقدیم حضور عالی کردم و این سکه یکی از سکه های تاریخی است.” من در جواب، این ابیات را بالبداهه ساختم و برای او ارسال داشتم باید دانست که فرستنده ی این مکتوب و سکه را من هیچ ندیده بودم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤