گفت و گوی غم یعقوب بود پیشۀ ما - ادبستان شعر پارسی % %

گفت و گوی غم یعقوب بود پیشۀ ما

عرفی شیرازی- غزل شماره 6

گفت و گوی غم یعقوب بود پیشۀ ما

بوی پیراهن یوسف دهد اندیشۀ ما

اندر آن بیشه که ما شیر وییم آفت نیست

روبه از بی جگری رم کند از بیشۀ ما

کوهکن صنعت ما داشت ولی فرق بسی است

قوّت بازوی دل می طلبد تیشۀ ما

در دل ما غم دنیا غم معشوق شود

باده گر خام بود پخته کند شیشۀ ما

عرفی افسانه تراشی بخموشی بفروخت

لله الحمد که آزاد شد از پیشۀ ما

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤