غزلی از عبدالرضا فریدزاده

غزلی از عبدالرضا فریدزاده
به این پست امتیاز بدهید

 

تو خنده دوست نداری به من دروغ نگو

پرنده دوست نداری به من دروغ نگو

تو یاس را که سر می کشد به کوچه ی روح

نکنده دوست نداری به من دروغ نگو

اصابت تبری تشنه ای به خون عبور

دونده دوست نداری به من دروغ نگو

تو عاشق مچ دستی و نبض را حاشا

تپنده دوست نداری به من دروغ نگو

فریب من! چه عجیبی! به طنز می مانی

و خنده دوست نداری! به من دروغ نگو !


واژگان کلیدی : اشعار عبدالرضا فریدزاده،نمونه شعر عبدالرضا فریدزاده،شاعر عبدالرضا فریدزاده،شعرهای عبدالرضا فریدزاده،شعری از عبدالرضا فریدزاده،یک شعر از عبدالرضا فریدزاده،غزل عبدالرضا فریدزاده،غزلیات عبدالرضا فریدزاده،غزلهای عبدالرضا فریدزاده،غزلی از عبدالرضا فریدزاده،عبدالرضا فريدزاده،عبدالرضا فرید زاده،شاعر استان لرستان،شاعر شهرستان بروجرد،شاعر بروجردی.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0