ورود-ثبت نام

در آن گلشن که گلچین در به روی باغبان بندد

طبیب اصفهانی – غزل شماره 78

در آن گلشن که گلچین در به روی باغبان بندد

نمی دانم به امید چه بلبل آشیان بندد

خدنگش رخنه ها در استخوانم کرد و حیرانم

که تا کی در کمینم آسمان زه در کمان بندد

چو شد بیرون ز کف فرصت چه کامی یابم از وصلش

زهی حسرت که نخل من ثمر فصل خزان بندد

حریم خاص عشق است این که از غیرت نگهبانش

ز هر کس در گشاید بر رخش اول زبان بندد

طبیب خسته کی دل می تواند بر تو بست ای مه

که در کوی تو خود را بر سگان آستان بندد

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها