تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی

طبیب اصفهانی – غزل شماره 153

تو که ای امیر داری ز سراغ من فراغی

چه شود اگر بگیری ز غلام خود سراغی

چو تو گلشنی و باغی به کنار من چو آیی

چه روم به گشت گلشن چه روم به سیر باغی

ز جفا و جور گردون چو شکسته و ضعیفم

زشراب کهنه ساقی برسان به من ایاغی

ز ستمگری چگونه، بودم امید مرهم

که به روی داغ دیگر نهدم به سینه داغی

بروم اگر به گلشن به گلی نظر ندارم

که به گلشنی نرفتم که نبود بانگ زاغی

نبود طبیب دیگر سر و برگ نظم و شعرم

که جدا ز همزبانان نبود مرا دماغی

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها