مژه مانع نشود اشکِ سبک جولان را

صائب تبریزی- غزل شماره 543

 

مژه مانع نشود اشکِ سبک جولان را

دامنِ بحر به فرمان نبوَد مرجان را

سرکشی لازم حسن است در ایّام وصال

کعبه در موسم حج جمع کند دامان را

رخنۀ برق، هم از ابر بهم می آید

گریه هموار کند زخم لب خندان را

چین به پیشانی چون آینۀ خویش مزن

تنگ بر طوطی خوش حرف مکن میدان را

آنچه بر روی من از سکّۀ سیلی رفته است

به زر قلب، بَدَل چون نکنم اخوان را؟

میزبانی که بدآموزِ تکلّف باشد

می کند زود گران بر دل خود مهمان را

حکمت خشک اگر راهنما می گردید

غوطه در بحر نمی داد فلک یونان را

می کشد بیش ستم هر که به ایمان عَلَم است

که به سبّابه رسد زخم فزون دندان را

طشتش از بام محال است نیفتد صائب

هر که بر خاک چو خورشید کشد دامان را

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها