حسن آن روز که تشریفِ حیا می پوشید

صائب تبریزی- غزل شماره 3651

حسن آن روز که تشریفِ حیا می پوشید

عشق پیراهن یکرنگ وفا می پوشید

بال پروانه اگر پاس ادب را می داشت

شمع پیراهن فانوس چرا می پوشید؟

یاد آن قرب که آن شعلۀ بی پروایی

به صلاح منِ یکرنگ، قبا می پوشید

چه شد آن لطف که گر برگ گلی می جنبید

زلف دامن به چراغ دل ما می پوشید

این زمان دست زدِ بوسۀ هر بوالهوس است

پشت دستی که رخ از رنگ حنا می پوشید

صائب امروز چو گل مست و گریبان چاک است

غنچۀ من که رخ از باد صبا می پوشید

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها