پنبه نبود که شد از سینۀ افگار سفید - ادبستان شعر پارسی % %

پنبه نبود که شد از سینۀ افگار سفید

صائب تبریزی- غزل شماره 3652

پنبه نبود که شد از سینۀ افگار سفید

چشمِ داغم شده از شوق نمکزار سفید

در دیاری که تو از جلوه فروشان باشی

گل ز خجلت نشود بر سر بازار سفید

پیش من دم نتواند ز نظربازی زد

گرچه شد دیدۀ یعقوب درین کار سفید

آنقدر همرهی از بخت سیه می خواهم

که کنم دیدۀ خود در قدم یار سفید

سعی کن تا ز سیاهی دلت آید بیرون

همچو زاهد چه کنی جبّه و دستار سفید؟

صائب از دست مده جام می گلگون را

از شکوفه چو شود چادر گلزار سفید

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤