از ریاضت دل اگر آینه پرداز شود

صائب تبریزی- غزل شماره 3590

از ریاضت دل اگر آینه پرداز شود

چون صدف مخزن چندین گهرِ راز شود

طاقت حرف سبک نیست گرانقدران را

کاه، دیوارِ مرا شهپر پرواز شود

نبود سیرت شایسته خودآرایان را

که برون ساز محال است درون ساز شود

شده یک شهر به امید خرابی معمور

تا که را جلوۀ او خانه برانداز شود

نیست جز گوش گران، بار درین قافله ها

به چه امید جرس زمزمه پرداز شود؟

بر دل سادۀ من فکر علایق بارست

نقش بر بال و پرم چنگل شهباز شود

مغتنم دان دلت از عشق اگر گشت دونیم

کاین دری نیست به روی همه کس باز شود

نفس گرم من از بس جگرش سوخته است

کوه را نالۀ من سرمۀ آواز شود

شود از هستی خود در دو نفس پاک فروش

هرکه چون صبح به خورشید نظرباز شود

نیست در طالع شیرین سخنان آزادی

جای رحم است به طوطی که سخنساز شود

دل ما نیست تُنُک ظرفِ شکایت صائب

صبح محشر سر این شیشه مگر باز شود

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها