تومان۱۲۰,۰۰۰

تومان۳۴۰,۰۰۰

ماند دلتنگ آن که باغ دلگشای خود نشد

صائب تبریزی- غزل شماره 2435

 

ماند دلتنگ آن که باغ دلگشای خود نشد

دربدر افتاد هر کس آشنای خود نشد

می کند در ناخنش نی، پردۀ بیگانگی

هر که از پهلوی لاغر بوریای خود نشد

شد بیابان مرگِ غفلت رهروی کز پیچ و تاب

در بیابان طلب زنجیر پای خود نشد

سفرۀ گردون ندارد لقمه ای بی زهر چشم

سیر شد از زندگی هر کس گدای خود نشد

تا قیامت در حجاب ظلمت جاوید ماند

هر که از سوز درون شمعِ سرای خود نشد

آشنای خویش گشتن در وطن افتادن است

در غریبی ماند هر کس آشنای خود نشد

دوزخ دربسته ای با خود به زیر خاک برد

هر که در اینجا بهشت دلگشای خود نشد

وای بر پیری که از بار گران زندگی

ماه عید عالم از قدّ دوتای خود نشد

در رضای حق بود صائب بهشت جاودان

وای بر آن کس که بیرون از رضای خود نشد

 

 

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها