قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / شعری از کمیل ایزد جو

شعری از کمیل ایزد جو

به این پست امتیاز بدهید

غزل چشمت غزل مویت غزل لبهات بانو جان

خدا رحمش بیاید بر مخاطب هات بانو جان

نگاهت منتقدها را حسابی بی زبان کرده

و شاعرهای سر در گم که در شب هات بانو جان

غنایی راه رفتن ها،حماسی عشوه کردن ها

چه می چسبد برای ما مجرب هات بانو جان

تبم تند است و هذیانم مفاعیلن مفاعیلن

دعا کن قسمتم باشد تو و تب هات بانو جان

رسیدم روی این بیتی که عمرش یازده قرن است

و می پرسم به شکلی که مودب هات بانو جان

تو مرصاد العبادی یا فروغ کشف الاسراری

که رندی می گذارد سر به مکتب هات بانو جان؟

تو لامذهب ترین شعری که خیلی دوستش دارم

به می سجاده رنگین شد و شد لب هات بانو جان


واژگان کلیدی:اشعار کمیل ایزد جو،نمونه شعر کمیل ایزد جو،شاعر کمیل ایزد جو،شعرهای کمیل ایزد جو،شعری از کمیل ایزد جو،یک شعر از کمیل ایزد جو،غزل غزلیات غزل های غزلی از کمیل ایزد جو،كميل ايزد جو،کمیل ایزدجو.

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*