شعری از صاحب طاطیان

شعری از صاحب طاطیان
5 (100%) 1 vote

 

یک شاخه گل سـرخ طواف بدنت کرد

خوشرنگ ترین آینه را دوخت،تنت کرد

می خواست تو را دست غزل ها بسپارد

آن لحظه که بوسید تنت را، کفنت کرد

میخواست سفر فرصت تکرار تو باشد

یک جاده ی از جنس ابد پیرهنت کرد

مادر که سر نذر خودش شمع کم آورد

نامرد دلش سنگ شد و نذر منَت کرد

تقصیر خدا نیست زمین کن فیکون است

تقصیر خدا نیست زمین را وطنت کرد

انگار خدا عاشق پر پر شدنت بود

وقتی وسط این همه نامرد زنت کرد


  واژگان کلیدی:اشعار صاحب طاطیان،نمونه شعر صاحب طاطیان،شاعر صاحب طاطیان،شعرهای صاحب طاطیان،شعری از صاحب طاطیان،یک شعر از صاحب طاطیان،غزل غزلیات غزل های غزلی از صاحب طاطیان،صاحب طاطيان.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0