
شاطر عباس صبوحی قمی
غزل شماره 17
دلبرم گر به تبسم لب خود باز کند
کی مسیحا به جهان دعوی اعجاز کند
رونق مهر و قمر افکند از اوج فلک
زلف شبگون رخ او مهر گر ابراز کند
ببرد صبر و شکیبم اگر آن لعبت ناز
بهر صید دل من حمله چنان باز کند
خلخ و تبت و چین است مگر منظر او
کاین چنین دلبری و عشوه ی طناز کند؟
به یکی جو نخرم سلطنت ملک جهان
بت غارتگر من، گر هوس ناز کند
وصل دلدار صبوحی نتوان شد حاصل
هر زمان هجر تو را شعبدهای ساز کند