
شاطر عباس صبوحی قمی
غزل شماره 45
ای که صد سلسله دل ، بسته به هر مو داری
باز دل میبری از خلق ، عجب رو داری !
خون عشاق حلال است مگر نزد شما
که به دل عادت چنگیز و هلاکو داری
از گل و لاله و سرو لب جو بیزارم
تا تو بر سرو قدت روضه ی مینو داری
تو پریزاد نگردی به جهان رام کسی
حالت مرغ هوا شیوه ی آهو داری
این خط سبز بود سر زده زان شکر لب
یا که در آب بقا سبزه ی خودرو داری
جای مستان همه در گوشه ی محراب افتاد
تا که بالای دو چشمت خم ابرو داری
گر صبوحی شده پا بست تو این نیست عجب
تو که صد سلسله دل در خم گیسو داری