آفتاب است و بیابان چه فراخ - ادبستان شعر پارسی % %

آفتاب است و بیابان چه فراخ

سهراب سپهری – مجموعه مرگ رنگ

شماره 6

سراب

آفتاب است و بیابان چه فراخ

نیست در آن نه گیاه و نه درخت

غیر آوای غرابان، دیگر

بسته هر بانگی از این وادی رخت

 

در پس پرده ای از گرد و غبار

نقطه ای لرزد از دور سیاه

چشم اگر پیش رود، می بیند

آدمی هست که می پوید راه

 

تنش از خستگی افتاده ز کار

بر سر و رویش بنشسته غبار

شده از تشنگی اش خشک گلو

پای عریانش مجروح ز خار

 

هر قدم پیش رود، پای افق

چشم او بیند دریایی آب

اندکی راه چو می پیماید

می کند فکر که می بیند خواب

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤