
سعدی-قطعه شماره 162
شجرِ مُقل در بیابانها
نرسد هرگز آفتی به برش
رطب از شاهدی و شیرینی
سنگها میزنند بر شجرش
بلبل اندر قفس نمیماند
سالها جز به علت هنرش
زاغ ملعون از آن خسیستر است
که فرستند باز بر اثرش
وز لطافت که هست در طاووس
کودکان میکنند بال و پرش
که شنیدی ز دوستان خدای
که نیامد مصیبتی به سرش
هر بهشتی که در جهان خداست
دوزخی کردهاند بر گذرش