قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری

وه که در عشق چنان می‌سوزم

سعدی-غزل شماره ۴۴۳

 

وه که در عشق چنان می‌سوزم

که به یک شعله جهان می‌سوزم

شمع وش پیش رخ شاهد یار

دم به دم شعله زنان می‌سوزم

سوختم گر چه نمی‌یارم گفت

که من از عشق فلان می‌سوزم

رحمتی کن که به سر می‌گردم

شفقتی بر که به جان می‌سوزم

با تو یاران همه در ناز و نعیم

من گنه کارم از آن می‌سوزم

سعدیا ناله مکن گر نکنم

کس نداند که نهان می‌سوزم

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code