ورود-ثبت نام

ز دوری تو نمردم همین گناهم بس

سحاب اصفهانی – غزل شماره 194

ز دوری تو نمردم همین گناهم بس

ولی امید وصال تو عذرخواهم بس

به کوی باده فروش ار دهند راهم بس

که از حوادث دوران همین پناهم بس

مکن ز چشم سیاهت سیاه تر روزم

سیاهکاری آن طره ی سیاهم بس

نخواهم اینکه کسی پی برد به قاتل من

وگرنه پنجه ی خونین او گواهم بس

به محشرم به تو دعوی خون‌بهایی نیست

به زیر تیغ همین از تو یک نگاهم بس

امید وصل گه و بی‌گه از توام نبود

یکی نگاه به سوی تو گاه‌گاهم بس

مرا به ودای عشقت دلیل حاجت نیست

چرا که جذبه ی شوق تو خضر راهم بس

فروغ مهر فلک گو متابم از روزن

سحاب پرتو آن روی همچو ماهم بس

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها