که با آن شاه خوبان شمه‌ای از حال من گوید - ادبستان شعر پارسی % %

که با آن شاه خوبان شمه‌ای از حال من گوید

سحاب اصفهانی – غزل شماره 118

که با آن شاه خوبان شمه‌ای از حال من گوید

به ماه مصر حال ساکن بیت‌الحزن گوید

ز بس گوید حدیث غیر اگر حرفی به من گوید

نمی‌خواهم که آن شیرین‌زبان با من سخن گوید

به من هرگه رسد زآن پیش کآرم شکوه‌ای بر لب

سخن‌هایی که باید من بگویم او به من گوید

نگویم تا به آن نامهربان راز دل خود را

همان ناگفته در هر محفل و هر انجمن گوید

به سوی دام مرغان چمن بی‌خود روند از بس

ز من وصف گرفتاری به مرغان چمن گوید

رود نام بت و افسانه ی بتخانه از یادش

ز وصف آن بت ار کس شمه‌ای با برهمن گوید

سحاب آن لعل لب و آن درّ دندان را ستم باشد

که لعل بدخشان خواند و درّ عدن گوید

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤