قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری

ای آن که غمگنی و سزاواری

رودکی

قصاید و قطعات – شماره ۱۱۵

 

ای آن که غمگنی و سزاواری

وندر نهان سرشک همی باری

از بهر آن کجا ببرم نامش

ترسم ز سخت انده و دشواری

رفت آن که رفت و آمد آنک آمد

بود آن که بود، خیره چه غمداری؟

هموار کرد خواهی گیتی را؟

گیتیست، کی پذیرد همواری؟

مستی مکن، که ننگرد او مستی

زاری مکن، که نشنود او زاری

شو، تا قیامت آید، زاری کن

کی رفته را به زاری باز آری؟

آزار بیش زین گردون بینی

گر تو به هر بهانه بیازاری

گویی گماشتست بلایی او

بر هر که تو دل برو بگماری

ابری پدید نی و کسوفی نی

بگرفت ماه و گشت جهان تاری

فرمان کنی و یا نکنی، ترسم

بر خویشتن ظفر ندهی، باری

تا بشکنی سپاه غمان بر دل

آن به که می بیاری و بگساری

اندر بلای سخت پدید آرند

فضل و بزرگ مردی و سالاری

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code