قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / دو شعر از سعدی یوسف،شاعر عراقی

دو شعر از سعدی یوسف،شاعر عراقی

 

 شعر نخست:

حالا چگونه گام‌هایم را به او برسانم؟

در کدام سرزمین ببینمش؟

و در کدام کوچه ‌ها بجویمش؟

در کدام شهر؟

و اگر خانه‌اش را یافتم

-به‌فرض که پیدا کنم-

زنگ در را آیا خواهم زد؟

چگونه جواب دهم؟

و چگونه در صورتش خیره شوم؟

چگونه لمس کنم شرابِ رقیقِ میانِ انگشتان را

چگونه باید سلام کنم

و درد سالیان را بزدایم؟

یک‌ بار

بیست سال قبل

در قطاری دلخواهبوسیدمش

سراسرِشب .

“برگردان:آرش افشار”


شعر دوم:

ما سی سال است که با هم بوده‌ایم

ما مثل دو دزد در سفری،همدیگر را می‌بینیم

که جزییاتش کاملاً پنهان است

با عبور از هر ایستگاه

تعداد واگن‌های قطار کم می‌شود

نور کمرنگ ‌تر می‌شود

اما صندلی چوبی تو، که همه‌ی قطارها را اشغال کرده

هنوز دوستان باوفایش را دارد

حکاکی سال‌ها

طرح‌های گچی

دوربین‌هایی که هیچ‌کس به یاد نمی‌آورد،

چهره‌ها و درختانی که در خاک می‌افتند؛

برای یک لحظه نگاهی به تو انداختم

بعد نفس ‌نفس‌ زنان به آخرین واگنی می‌دوم

که بسیار دور از توست

گفتم:جاده طولانی است

نان و یک تکه پنیرم را از ساکم بیرون آوردم

دیدم که چشم بر من داشتی

 این‌گونه نان و پنیرم را تقسیم کردیم!

چطور پیدایم کردی؟

مثل یک شاهین پریدی روی من؟

گوش کن !!!

من ده‌ها هزار مایل را سفر نکردم

در کشورهای زیادی پرسه نزدم

راه‌های زیادی را نمی‌شناختم

چنان ‌که توانستی حالا بیایی، گنجینه‌ ام را بدزدی

و مرا به دام انداختی

حالا از روی صندلی‌ات پاشو و از قطار برو بیرون

قطار من پس از این ایستگاه با سرعت پیش خواهد رفت

پس برو بیرون و بگذار من بروم

به جایی که هیچ قطاری توقف نخواهد کرد.

“برگردان:مجتبی پور محسن”


واژگان کلیدی: اشعار سعدی یوسف،نمونه شعر سعدی یوسف،شاعر سعدی یوسف،شعرهای سعدی یوسف،شعری از سعدی یوسف،یک شعر از سعدی یوسف،شعرهای ترجمه شده به فارسی سعدی یوسف،سروده های برگردان به پارسی سعدی یوسف،شاعر عراقی،شاعر کشور عراق،شاعر متولد شهر بصره،شعر شاعر عراقی،سعدي يوسف.

Saadi Yousef،poems،quotes.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code