قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد چو سر برزد از برج شیر آفتاب خواجوی کرمانی – معمیات شماره 36 چو سر برزد از برج شیر آفتاب مرا نام او گشت روشن چو روز نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط آن یار که جان و دل گروگان وی است ادامه نوشته » قلب نعل و پای مقلوب مصحّف را بزن ادامه نوشته » عین چون در میان صاد نهی ادامه نوشته » نام آن آفتاب مشک نقاب ادامه نوشته » ای جوان چون نام دلدارم نمی دانی که چیست ادامه نوشته » در دست برادر پدر بین ادامه نوشته »