چون نداری جان معنی معنی جان را چه دانی

خواجوی کرمانی – غزل شماره 879

چون نداری جان معنی معنی جان را چه دانی

چون ندیدی کان گوهر گوهر کان را چه دانی

هر که او گوهر شناسد قیمت جوهر شناسد

گوهر کان را ندیده جوهر جان را چه دانی

تا تو را شوری نباشد لذّت شیرین چه یابی

تا تو را دردی نباشد قدر درمان را چه دانی

چون سر میدان نداری پای در یکران چه آری

چون رخ مردان ندیدی مرد میدان را چه دانی

خدمت دربان نکرده رفعت سلطان چه جویی

طاق ایوان را ندیده اوج کیوان را چه دانی

چون تو سرگردان نگشتی منکر گوی از چه گردی

چون تو در میدان نبودی حال چوگان را چه دانی

گر نه چون پروانه سوزی شمع را روشن چه بینی

ورنه زین پیمانه نوشی شرط و پیمان را چه دانی

صبر ایوبی نکرده درد را درمان چه خواهی

حزن یعقوبی ندیده بیت احزان را چه دانی

چون دم عیسی ندیدی گفته ی خواجو چه خوانی

چون ید بیضا ندیدی پور عمران را چه دانی

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها