من و صلاح و سلامت کس این گمان نبرد

حافظ-غزل مشکوک شماره 7
من و صلاح و سلامت کس این گمان نبرد
که کس به رند خرابات ظن آن نبرد
من این مرقع دیرینه بهر آن دارم
که زیر خرقه کشم می کسی گمان نبرد
مباش غره به علم و عمل فقیه مدام
که هیچکس ز قضای خدای جان نبرد
اگر چه دیده پاسبان تو ای دل
به هوش باش که نقد تو پاسبان نبرد
سخن به نزد سخندان ادا مکن حافظ
که تحفه کس درّ و گوهر به بحر و کان نبرد
معنی بیت های شعر
۱. من و صلاح و سلامت کس این گمان نبرد / که کس به رند خرابات ظن آن نبرد:
(من و پرهیزکاری و سلامت؟!) هیچ کس چنین گمانی نبرد که کسی به میگسارِ خرابات چنین ظنی داشته باشد. حافظ با طنز ظریفی نشان میدهد که مردم هرگز او را به پارسایی نمیشناسند، چرا که همواره با خرابات پیوند داشته است.
۲. من این مرقع دیرینه بهر آن دارم / که زیر خرقه کشم می کسی گمان نبرد:
من این عبا و خرقهی کهنه را فقط برای این نگه داشتهام تا زیر آن شراب بنوشم و کسی متوجه نشود. این بیت به ریا و تظاهر برخی صوفیان اشاره دارد، در حالی که حافظ با صداقت به این بازی اعتراف میکند.
۳. مباش غره به علم و عمل فقیه مدام / که هیچکس ز قضای خدای جان نبرد:
مغرور به دانش و اعمال فقیهان نباش، چرا که هیچ کس از قضای الهی جان به در نبرده است. حافظ در اینجا به ناچیز بودن دانش و عمل در برابر تقدیر الهی اشاره میکند.
۴. اگر چه دیده پاسبان تو ای دل / به هوش باش که نقد تو پاسبان نبرد:
ای دل، گرچه چشم پاسبان توست، اما هشیار باش که گنجینهی درونت را هیچ پاسبان نتواند ربود. این بیت به ارزش والای باطن انسان اشاره دارد که از دستبرد مصون است.
۵. سخن به نزد سخندان ادا مکن حافظ / که تحفه کس درّ و گوهر به بحر و کان نبرد:
ای حافظ، سخن را نزد سخندانان مگو، چرا که کسی هدیهی در و گوهر را به نزد معدن و دریا نمیبرد. این بیت پایانی پندی است دربارهی بیهودهگویی نزد کسانی که خود سرشار از حکمتند.
تفسیر شعر
غزلیات مشکوک حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.